✘BaD GiRlz✘

گــــروه پــــنــــچ به عــــلاوه صفر!!!!!

 

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

مــن و چــــنــــد تا از بــــهــــترین دوســــــتام اینجا رو اداره مــی کنیــم

مــمنون از همــه ی کسایی که مطالبمونو دنبال میکنن....!

اگــــــه مایل بودین حتمــــــــــــا لـــــــــــیـنــــــک میشین فقــــــط لدفــــــن قبلش لینکمون کنیــــــــــــن


راســـــــــــــی

برای شناخت بیشتره ما

لطفا حتما!

به پروفایلمون مراجعه کنید!!!






♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥


Mahd!yehZeYnAbMaHlaMarYam3aba

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥



 


http://axgig.com/images/69051271098269350496.jpg



 
Are OBI maRo diDi bendaZ sarO paiiN!

 

cHon mA kheylI vaQte sare paiiM !

 

 

 

 

پنجشنبه نهم آبان 1392 4 PM ✘Mahd!yeh✘

امروز ازمون داشتیم قرار بود والدین بیان دنبال ولی از اون جایی که من و مهلا اهل ورزشیم و کلن پیاده روی کیلومتری برامون چیزی نیست تصمیم گرفتیم در اوووووووووووووج گرما و مسیر طولانی که سایه هم پیدا نمیشد ماهم نه کلاه داشتیم نه عینک پیاده بریم.

عاقا رفتیم رفتیم رفتیم ...بعد نیم ساعت برگشتیم عقب دیدیم ;عه؟! احدی پشت سرمون نیست فقط2تا سگ گنده کنارمون بودن مهلا داشت سکته میزد از ترس.

بازم رفتیم رفتیم کنارمون بیابون و زمین کشاورزی بود عاقا دیدیم باد سهمگینی اومد گردباد درست شده بود تو چند متریمون!

دوستان فقط دویدیم دور شدیم...

همشم سراب بود جلومون فقط من و مهلا بودیم ماشینم لامصب رد نمیشد دلمون خوش باشه دونفر هستن ...خلوت!

میخاستیم تاکسی بگیریم نبود هرچی میرفتیم نمیرسیدیم پامون تاول زد!البته چون حرفم میزدیم سرعتمون کمتر شده بود ولی 1ساعت و نیم بعد رسیدیم خونهK

آخه اگه هدفتون ورزشه عصر برید جاده باغرود بدودید هم فال هم تماشا.خخخخخخ

چرا سرظهر، تشنه ،گردباد ،خلوت و...

اخرای مسیر دونفر پیدا کردیم گفتیم ازمون عکس بگیرن ماندگار شه امروز!

ولی بازم عاشق پایه بودن خودم ومهلام.عاشق دیوونه بازی.عالمی داره لامصب

 

 

جمعه بیست و هفتم تیر 1393 12 PM ✘3aba✘

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام بر همه دوستان جدیدم دوستان قدیمم اشناهای قدیم اشناهای جدید سوژه های قدیم و سوژه های جدید!

راستش خیلی دلم تنگ شده بود برا پست گذاشتن و اینکه مهدیم اصرار کرد گف مهلا هروقت پست میذاری رنکینگ میره بالا گفتم دلش نشکونم مدیر وب دیگه...خخخخخخخخخ

عاقا حالمون خوبه!همین

ولی خیلی کم باهمیم مث قبل همش بیرون نیستیم باهم ولی مسیجا و زنگامون بیشترم شده!فقط تو تایم کلاس فیزیک اقای امامیان باهمیم.باید اعتراف کنم خیلی خوشحال شدم خیلییییییی چون امسال نشد 1ساعت و نیم پهلوی بدگرلز بشینم و درس گوش کنم و بخندیم و کخ بریزیم شاید باور نکنید ولی خیلی وقتا دلم هوای دوم دبیرستان میکرد 5تامون باهم.. حرفامون...شلوغ بازیا... وقتی سرکلاس خودمون بودم بعد میپریدم تو کلاس ریاضیا بازم  دلم هوای همون دوم میکرد برا همین همین 3روز در هفته که بابدگرلزم خیلی برام ارزش داره...گور بابای فیزیک پیش من فقط میخام خوش باشم با دوستام برا همین اخر میشینیم 4تا مون کر کر خندست.خخخ

خب امسال اخرین تابستونه دانش اموزیمونه هممون چسبیدیم به درس بدون استثنا باز الان صبا و مری نیان بگن ما نمیخونیم که امارتون رو شده مری که اصن هیچکس خبری نداره ازش خودش تو خونه حبس کرده.

مثلا کنکوری هستیم ولی نقشه هامون همچنان سرجاش هست!فقط یک دفعه ن تنها خودمون تو تلمون افتادیم  بعدم در حد مرگ در پی درست کردنش شدیم همش برمیگشت به پیشنهاد بسیار خوب یکی از بدگرلز:|کلن بعضی وقتا خ پیشنهادای نابی داده میشه.خخخخخخخخ

درضمن ما یک کاراگاه گجت داریم به نام صبا گفتم در جریان باشد هیچ چیزی از دید این خانم پنهان نمیمونه یک موضوعی کشف کرد خ خوشم اومد لایک داری ابجی

اره خبری نیست چز درس و ازمون پیش هم نیستیم و لی باهمیم همیشه همه جا و در هر لحظه...

 

38958462934310274414.jpg

 

یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 10 AM ✘MaHla✘

بعضی رفیقا هستن ادم یه دفعه ای دلش هواشونو می کنه...

ادمای ساده اما دوست داشتنی...

کسایی که تو تلخی و خوشی باهاتن و تنهات نمی ذارن...

یگی جونم کسی که با Bad Girlz خیلی خاطره رقم زد...!

یه نفر که خیلی دوسش دارم..!

 

kejpl9ug73a8up04pz.jpg

 

پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 12 PM ✘MarYam✘

واااااااااااای رفیقای خلوچلم دلم واسه همتون یه ذرررررررره شده بود

این چن وقت دستم ب وب نمیومد اصلا ولی خب اومدم بعد ۲هفته یه سر بزنم دیدم همه دارن از دوریه من جون میدن گفتم یه پست بذارم بالاخره

خلاصش اینکه میخواستم بگم قرار ما هفته دیگه همایش بزرگ هرکی دوس داره پاشه بیاد  

.

.

.

.

.


Ɔσитιиʋɛ
پنجشنبه پنجم تیر 1393 11 PM ✘3aba✘

Photo

دوشنبه بیست و ششم خرداد 1393 8 PM ✘MarYam✘

تبریک میگم Bad Girlz خودم

امروز نمره امتحان نهایی اومد

باورم نمیشد!خوشحالم که هممون با سربلندی این خان اول رو پشت سر گذاشتیم

در این جا از همه معلم های عزیزم تشکر می کنم

بچه ها 25درصد کنکورو گرفتیم ! سه چهارمش مونده ! همش!

از همه بیشتر هندسه چسبید که 20 شدیم

آقا شنیده بودیم یک بنده خدایی(ترجیحاmale) بعد امتحان جبر گریسته!

خوبه این همه خر میزنن خراب می کنن ما که فقط دوسه روز قبل امتحان خوندیم خیلی هم خوب دادیم

حالا دیگه کی جرات داره بگه پسرا زرنگ ترن؟!!!

کنکورم میترکونیم...!مهلا جون خودم که خانوم دکترمونه!خانم مهندسم که زیاد داریم!

منم دیدم مهندسا زیاد شدن تصمیم گرفتم وارد یه فیلد دیگه بشم!

به مامانم میگم ریاضی دوس ندارم میگه تو که خیلی پررویی تل خودته ریاضی!

فقط دیدگاه خانواده رو نسبت به من حال کنین!

لایک دارین بچه ها

 

شنبه بیست و چهارم خرداد 1393 6 PM ✘MarYam✘

سلام رفیقای گلمنگولی

عاقا امشب داشتم با همین مدیر گرامی مهدیه جون مث این تن لشامیومدم سمت خونه

تو فکر بودم  نتم ک راه افتاده بیام یه پست عاشقانه دپرسی بذارم

یه دفه خانوووووووم گفتن ازین ب بعد هرکی پستای عاشقانه و احمقانه بذاره پست حذف میشه

خلاصش اینکه بعضییییییا دعوام کردن الانم حوصله حرف زدنو تایپ کردن ندارم

 فقط میخوام نیمه شعبان،تعطیلات تابستون و افتتاحیه برزیلو تبریک بگم

 و اینکه جای شهرداری غذا نذری میدن!!!!!!  هر کی میخواد بره بخوره

 من خواستم بگیرم مهدیه نذاش(راسی کسی خبر نداره بخوای افتتاحیرو بدون سانسور نگا کنی کدوم شبکرو باید بزنی؟؟؟بجز z 1)

البته ما ازون خونواده هاش نیستیمااگه بخوایم خودمون بلدیم بریم یوتیوب

 

پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393 10 PM ✘3aba✘

سلام دوستای گلم!

بعد از یک ماه طولانی که خیلی حرص درار بود اومدم یه نفسی بکشم ...یه دفعه یاد کنکور و این تابستونی ک باید ب خر زدن بگذره افتادم..خلاصه هر چی تنفس  بود مرگم شد!

حوصله ندارم ادبی بنویسم هی با شمایم!!!Bad Girlz

امسال خیلی خوش گدشت،دیوونه ها دوستون دارم!

خصوصا می دونستم که دیگه این خاطرات قشنگ خیلی برام شاید تکرار نشن!

ولی خب من نمیذارم شما ارامش داشته باشین بدون من!

به قران جایی برین ،بخندین، شب نشینی، کافی شاپ...اگه من نباشم مدیونین یادم نکنین!

هیچ وقت دعواهام با صبا یادم نمیره!

میگن ادم هر کیو بیشتر دوس داشته باشه بیشتر باش کل میندازه و بعدشم انگار هیچی نشده

خب من و صبا از اوناشیم! نابغه من خاک تو سرررت!ینی خاک تو سرت!

زینب دفاع!با توام ببیی! موهای خوشگلت تو حلقشون بره خفه شن بعدم یورتمه برن!

یادم نمیره چقد لجت در اومده بود وقتی صبا و مهدیه  سوتی داده بودن در اون مورد محسوس!

مهلا خرخون!میدونم الان داری فیزیک میخونی خدا خیر ابدی بت بده!

نمدونی چقد دعات کردم سر امتحان فیزیک

وقتی از من لجت میگیره خیلی با نمک میشی گوگولی!

و در پایان مهدیه....

چی بگم از این دختر واقعا چی میشه گفت...

منتظر چی هستین اینم یک خل و چلی مثل خودمونه دیگه!

یادته اون شب که باهم پیاده اومدیم نزدیک بود بریم جاده باغرود خیلی فاز داد!

آقا من سال دیگه بدون شما جیگر میگرا چیکار کنم؟

فک کردین...! من یکسره پیش شما پلاسم...از امسالم بیشتر منو می بینین!

خدارو شکر امروزم یه خیر گذش وگرنه سرمو به دیوار می زدم!

در ضمن بدونین چه کافی شاپی برین!حداقل صاحبش نره تو فاز حال گیری!

و در پایان...

I can close my eyes to realities but not to memories

yours truly

maryam !

 

 

چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 12 PM ✘MarYam✘

 وقتی با ۴تا دیوونه رفیق باشی خاطره های تلخو شیرینه زیادی واست رقم میخوره ،تنها دلیل این خاطره هام دیوونیگیمونه

بیرون رفتنامون،دعواهای گروهیمون و خیلی کارای دیگمون ک واسه خودمون بهترین لحظه های زندگیمون محسوب میشه

یکی ازین خاطره های خیلی جالب و لج اور(به قول زیزی)توهم تومور مهلای شیرین عقل بود

منی که تو این دوسال با بچه ها بودن حتی یبارم بچه ها گریمو  ندیده بودن دیشب ساعت ۳،۳۰ نصفه شب بابت شوخیه مهلاو مهدیه پشت تلفن زار میزدم

مهلای عزیز ک میخواس با این کار رفاقته منو بسنجه بدجور رول بازی کرد ک صبا دیگه بدی خوبی دیدی حلال کن وقتیم ک پیله شدم گف از مهدیه بپرس

عاقا منم ک کنجکاو نصفه شبی زنگ زدم ب مهدیه اونم با یه غمی تو صداش گف مهلا تومور داره اصلنم  روحیش خوب نیس

منم ک حساس  داشتم پس میفتادم و ب مرگ سفید منجر میشدم ک یدفه زد زیر خنده و گف  شوخی بود

حالا شما قیافه منو تو اون لحظه بیخیال شین به این فک کنین ک مهلا لااقل عمه داره ولی مهدیه چی!!!!!

بعدشم ک بهشون فحش میدم رفیق دوس داشتنیم میگه صبا باور کن شوخی خرکی نبوده این اتفاق ممکنه واقعا یروز پیش بیاد

اخه لامصبا ساعت ۳ نصفه شب وقته شوخیه؟؟؟؟؟؟

حالا خدایی اگه رفتارم در برابر این خبر عادی بود باید از گروپ میرفتم بیرون؟؟؟؟

ولی در اخر ما ک جون سالم ازین نقشه شوم بدر بردیم،اما خب نوبت منم میرسه

 

 

یکشنبه هجدهم خرداد 1393 4 PM ✘3aba✘

خوب....بعد از چند وقت...وقت این رسید که باز یه توضیحاتی داده بشه

راجب بعضی مسائل به دوستای گلی که لطف میکنن

و همچنان وب و ماجرا های ما 5 تا رو دنبال میکنن...

حالا چه غریبه هایی که اتفاقی سر از این وب در آوردن....

چه آشناهایی که از نزدیک با ما آشناییت دارن...

اگه یادتون بیاد چند وقت پیش...صبای عزیزم پستی رو گذاشت که یه مخاطب نه چندان مهم داشت!

ولی تو اون پست مسئله ای رو باز کرد که واسه هر شخصیت مهمی ممکن هس پیش بیاد!

مثل شایعاتی که چند وقت پیش داشت مهلامونو اذیت میکرد!

که شکر خدا همه واقعیت و فهمیدن و اتهامات برطرف شد....

بر عکس!

اون شخصی که صبا براشون پست گذاشت واقعا شخصیت مهمی نیستند!

و ما همه متعجب بودیم از این که چرا باید شایعات دربارشون پخش بشه...

که بعد ها فهمیدیم که فقط یه فانتزی در تخیلات اون شخص بوده!!!!!!

صبای دوس داشتنی ما...از اون جایی که همه کامل نمیشناسنش...

باید بگم که دختر خیلی دل رحم و زود باوری هس...و بدون چشم داشت به همه محبت میکنه...

امد و اونم فانتزی های اون شخص و باور کرد و اون پست و گذاشت!

شما هم نظر شخصیه هر کدوم ما رو...راجب محتوای اون پست...نه اون شخص!

تکرار میکنم...نه اون شخص!!! خوندین...

حالا من میخوام یه مسئله ی دیگه ای رو باز کنم...و میخوام که دوستان کاملا عادلانه راجب این موضوع نظر بدن

تا منم کمال استفاده رو برده باشم!

تا حالا با کسی صحبت کردین که دچار دوگانگی شخصیت باشه؟؟؟؟؟

و هرچی محبت ببینه...بازم گربه صفت باشه؟؟؟

و در عرض یه ثانیه تموم تخیلات شما رو نسبت به خودش نابود کنه؟؟؟؟

به شخصه 2 نفر تو زندگیم این جوری بودن و از صمیم قلب براتون آرزو میکنم

اینجور آدما رو حتی نبینین!چه برسهبه اینکه باهاشون هم کلام بشین!!!!

میخوام نظرتونو راجب این افراد و اینکه چطور باید باهاشون رفتار کرد و بدونم!

مررررررررسی از هر کی که کامنت بزاره

پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393 10 PM ✘Mahd!yeh✘

 

 

 

اونی که داره میزنه و میخونه خوده خوده نامردمم!!!!!!!!!!!!!!!! خخخخخخخخخخ

چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393 12 PM ✘Mahd!yeh✘

 

ساعتها زیر دوش به کاشی های حمام خیره می شوی !


غذایت را سرد می خوری !

ناهار ها نصفه شب ، صبحانه را شام !

لباسهایت دیگر به تو نمی آیند، همه را قیچی می زنی !


ساعتها به یک آهنگ تکراری گوش می کنی و هیچ وقت آهنگ را حفظ نمی شوی

شبها علامت سوالهای فکرت را می شمری تا خوابت ببرد !


تنهائی از تو آدمی میسازد که دیگر شبیه آدم نیست ،

 روزهای من اینگونه و شبهایم اصلاً نمیگذرد . . .
::

چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393 1 AM ✘3aba✘

 

عکس هایی عاشقانه و احساسی از لحظات تنهایی

 

دختران شهر به روستا فکر میکنند

دختران روستا در آرزوی شهر میمیرند

مردان کوچک به اسایش مردان بزرگ فکر میکنند

مردان بزرگ در آرزوی آرامش مردان کوچک میمیرند

کدام پل

در کجای جهان

شکسته است

که هیچکس به خانه اش نمیرسد؟؟؟

سه شنبه سیزدهم خرداد 1393 12 PM ✘3aba✘

عاقا

 

این آقا پسرایی که ریششون کامل سبز نشده

 

بیانُ آقایی کنن و ته ریش نذارن

 

یاده گوسفندایی که پشماشو تازه زدن میوفتم!

 

من از همین تریبون ازشون مچکر میشم !

 

ایناییم که تو رنج 15 تا 18 سالن

 

آخه تو به من بگو اون 4 تا شیوید زیر دماغت چه حسی بهت میده؟؟؟

 

روی سخنم با اونایی که سیبیلم میزارن هستااااا!

 

ببین پسر جون....تو خودتو بکشی هم بالی خان نمیشی!

 

گیریم شبیه بالی خانم بشی!

 

ابرو هاتو کجای دلم بزاررررررررررررررم؟؟؟؟؟؟؟؟

 

نکنید...نکنید این کارارو برادرای من! ای بابا....

 

 



 

 

 

 

دوشنبه دوازدهم خرداد 1393 12 PM ✘Mahd!yeh✘


بیاندیش... نخند به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید،ارباب.نخند!


به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری.نخند!


به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چندثانیه ی کوتاه معطلت کند.نخند!


…به دستان پدرت،


به جاروکردن مادرت،


به رفتگری که درگرمای تیرماه کلاه پشمی به سردارد،


به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته ودرکوچه ها جارمی زند،


به پارگی ریزجوراب کسی در مجلسی،


به پشت و رو بودن چادر پیرزنی درخیابان،


به هول شدن همکلاسی ات پای تخته،


….نخند،نخند که دنیا ارزشش رانداردکه تو به خردترین رفتارهای نابجای آدمها بخندی!!


که هرگز نمیدانی چه دنیای بزرگ و پردردسری دارند!!!

آدمهایی که هرکدام برای خود وخانواده ای همه چیز و همه کسند!


آدمهایی که به خاطر روزیشان تقلا می کنند،
بارمی برند،
بی خوابی می کشند،
کهنه می پوشند،
جار می زنند
سرما و گرما می کشند،
وگاهی خجالت هم می کشند،…….خیلی ساده

اصن خیلی بی فرهنگی اگه بخندی!!!

بیشعور

 
دوشنبه دوازدهم خرداد 1393 12 PM ✘3aba✘

 -  ,ابــوالفضــلـــــ زدبــــــــازیـــــــــــــ, , , , , , , , , , , , , , , , , ,

 

جوونیم و خوش گذرون

 

نه نمیکنیم ماها عمر و حروم

 

میریم جلو روند و روون

 

مشکلی نیس همه آسونن

 

نمیتونن ما رو واستونن!

 

 

 

یکشنبه یازدهم خرداد 1393 5 PM ✘Mahd!yeh✘

 
 
 
 
خدا را دوست بدار..
 
 حداقلش این است یکی را دوست داری و روزی به او میرسی
 
بسلامتیه اون روز
 
پنجشنبه هشتم خرداد 1393 11 PM ✘3aba✘

03293458633690158822 اگه تو هم دلت گرفته بیا(از دستش ندید!)+عکس

 
 
این روزها دورم اما نزدیک نزدیکم ، ساکت اما پر از حرفم ،
 ارام اما غوغاییست درونم ….
نشسته و میشمارم روز های هفته رفته و روزهای در پیش رو را
اینکه
چه صبور است این دل!! نمیدانم چه اصراری دارد در زنده نگه داشتن تمامشان!
نمی دانم .

آرامم میکند تنها، قدم های تنهایی اما با یادی از گذشته ها و صدایی که

میخواند و نگاهی رو به آسمان

نگاه میکنم این روز ها …این روزها همه چیز را نگاه میکنم حتی او را

saba with mahla feeling love


پنجشنبه هشتم خرداد 1393 10 PM ✘3aba✘

وقتی تنهاییم دنبال یک دوست میگردیم/وقتی پیداش کردیم دنبال عیب هاش میگردیم/وقتی از دستش دادیم دنبال خاطره هاش میگردیم ولی باز هم تنهاییم.......

بازم داره اخر سال میشه و قراره ک ۳ماه یه خورده کمتر دوستامو ببینم

امسال خاطره های خوش خیلی زیاد بود وقتیم بهشون فک میکنم تا ۳ساعت مث دیوونه ها میخندم

هروقت میخوام ب مریم فک کنم

 یاد اون شب زمستون میفتم

 ک منو مریم تو هوای ۱۸درجه زیر صفر از کتابخونه الغدیر تا پاساژ قریشی پیاده روی کردیم

ینی سگ پر نمیزد ولی منو مریم...!!!!!طبق معمولم از وسط اتوبان رد شدیم

مهلارو وقتی میخوام بهش فک کنم یاد همین چن روز قبل میفتم

 ک خیلی شیک بعد از امتحان داش تو دسشویی ب خودش میرسیدک یدفه خانوم شریفی اومد تو دسشویی

 مهلام ک مث این مجرما اصن برنمیشگت روشو کرده بود ب دیوار شریفیم از پشت سر داش سعی میکرد ک بفهمه کی هستی

زینبو ک کلا ب حرفاشو تیکه هاش میخندم  ینیا!!!!!!!

بهترین قسمتشم دعواش با یه بنده خدایی بود

 مطمین بودم دختره ک داره میاد طرفمون باز دعوا میکنن

عاقا در کمین نشسته بودم ک ببینمو بخندم ک یدفه دیدم زیزی داره داد میزنه چی میگی خاله جون صدات نمیاد!!!!!!!

حالا بچه ها میخوان جلوی بحثشونو بگیرن من دارم از خنده زمینو گاز میگیرم

 

مهدیه جونم علاوه بر اتفاقای مدرسمون بهترین قسمتش voice گذاشتنام باهاش توی واتس اپ(بین خودمون بمونه ولی مث این ندیده های بیچاره ک تو قرن بیستم هستن بودیم)

تازه بعضی جاها دیگه فحش میداد مجبور بودم با هندزفری گوش کنم،و این ک مهدیه گف صبا منو تو قدیمیای نتیم

از اخرم ۲تا جمله معروف خودم ک امسال بابشون کردم و هیچوقت یادم نمیره:اولییش سانسوره دومیشم:گاوه گاوم مگه میفهمه؟؟؟گاو نمیفهمه

خلاصه اینکه عاشق همتونم مریم جونم توهم هرجا سال دیگه بری بازم دوست خر خودمی

 

یکشنبه چهارم خرداد 1393 9 AM ✘3aba✘