✘BaD GiRlz✘

گــــروه پــــنــــچ به عــــلاوه صفر!!!!!




 

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥


Mahd!yehZeYnAbMaHlaMarYam3aba

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥



 


http://axgig.com/images/69051271098269350496.jpg


 

درســـته که هم فانـــیـــم هم خاکــــــی!

ولـــــــــی یه درصد فک نکن بشـــی با ما قاطـــــــــی!!

 

 

 
 

پنجشنبه نهم آبان 1392| 4 PM |✘Mahd!yeh✘|



سلام

 

واسه پست گذاشتنم دیگ ناز میکنن!

 تو این مدت خبری نبود خوش میگذشت کم و بیش!!!

 


CoçTiçue
چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393| 11 PM |✘MaHla✘| |




یکی هس

تو قلبم

که هر شب واسه اون مینویسم و اونه خوابه

نمیخوام

بدونه

واسه اونه که قلبه من این همه بی تابه

یه کاغذ

یه خودکار

دوباره شده همدمه این دله دیوونه

یه نامه

که خیسه

پر از اشکه و کسی بازم اونو نمیخونه...


مطمئنم تک تکمون با این آهنگ خاطره داریم...

تو وصیت نامه ش گفته که از رفتنش پیشه خدا گله نکنیم...

خدا رحمتش کنه...میدونم هیچ وقت فراموش نمیشه


همه ناراحتن واقعا...من شنیدم که بچه های نیشابورم طی یه عملیاته مخفیانه

اومدن خیره سرشون میتینگ بذارن تو فرهنگسرا واسه سوگواریه مرتضی :|

بعد پلیسا ریختن بچه ها هم در حده میگ میگ سرعت گرفتن و الفراااااااارررررر خخخخخخخخخ

ولی از یه طرفم شایعه شده که تو با هنر بچه ها شمع روشن کردن و گریه و زاری!!! :|

عاقا خلاصه قبول باشه :|

اجرتون با عاقا :|

باشد که هممون رستگار شویم




شنبه بیست و چهارم آبان 1393| 0 AM |✘Mahd!yeh✘| |



اینکه مخاطب خاص یکی باشی کلن حس خوبیه... اینکه مخاطب حرفاش باشی و بدونی باتویه خ خوووووووووووووووبه...


CoçTiçue
چهارشنبه هفتم آبان 1393| 11 PM |✘MaHla✘| |



اس ام اس های دلتنگی اردیبهشت ۹۲

وصیت نامه ریحانه که البته فیلتر بود

مهربان مادرم، شعله جان، عزیزتر از جانم، نمی خواهم زیر خاک بپوسم. نمی خواهم چشم و قلب جوانم خاک شود، التماس کن که ترتیبی داده شود که به محض دار زدنم، قلب، کلیه، چشم، کبد و هر چه که قابل پیوند زدن است از بدنم جدا و به کسی که نیاز دارد هدیه شود…. نمی خواهم گیرنده عضو نامم را بداند و گلی برایم بیاورد و حتی فاتحه بخواند

شنبه سوم آبان 1393| 8 PM |✘3aba✘| |



بعله دیگه دوباره مهر شد!!!!

یه سال گذش از اون موقع که جوابای کامنتا رو من میدادم که ملت لاو نزنن!!!! خخخخخخخخخخخ

همه میدونن ینی اوناییم که نمیدونن بدونن! مهلای ما جیگررررررررررره من مهر ماهیه!!!

تنها دوسته مهر ماهیه من....دوست چیه! خواهری جونم تفلدت خییییییییییلی هپی باشه

 

فقط دلم میخواس امروز خفت کنم که نیومدی مدرسه!!!!

کادوت ماله خودمه به ابرفضل قسم اگه بت بدمش!! :| خخخخخخخ

 

راسی بچه ها حالش خوب نیس مهلامون هنو زمستون شرو نشده سرما خورده کفککی خخخخخخ

مهلا ینی:

همه قد بلندا!!!

همه پرفکت پوشا!!!

همه پایه خز بازیا!

همه سوتی بازیا!!!

ینی فیس نما و فیس بوک و دیس دادن واسه همدیگه :)))))

ینی یاهو مسنجر و نقشه ی شوم واسه صبا!!! خخخخخخ

ینی بورسیه واسه گاج!!!خخخخخ آشنا دارن بعضیا!!!

ینی همایش و نمایشگاه و آشناهای قدیمی!!!

ینی زکی زکی زکی زکی

ینی یه رررررررررفیقه پایه که درد و دلاش و با اس واسم میگه :)))

استامینوفن فررررررررروشه آینده

 

دووووووووووووووووووووووست داررررررررررررررم ....خر!!!!!

 

 

 

 

 

دوشنبه چهاردهم مهر 1393| 11 PM |✘Mahd!yeh✘| |



من یه سوال داشتم...

 

آخه

هک کردنه دوستی که خودش مثه بچه ی آدم میاد

پسوردشو میده دستت...کاره دوروستیست؟؟؟؟؟؟ :|

آخه بیشعور! آخه....لا اله الا الله!

دختره خوب مگه مرض داری؟؟؟؟؟ :|

دوستانه عزیز در جریان باشین این کامنتای آخرو همشو صبا جواب داده! :|

از طرفه منو مهلا هم حرفایی زده! :|

بهشم که زنگ زدم مثه الاغ فقط میخنده! :|

تازه تهدیدم کرد که کلا پسووردمو عوض میکنه که خودم نتونم بیام! :|

خلاصه اگه ندیدید دیگه منو حلال کنید! :|

و من الله توفیق!

پنجشنبه سوم مهر 1393| 10 PM |✘Mahd!yeh✘| |



دیشب خیییییییللللییییییییی عالی بود!

بازم 5 تایی دوره هم جمع شدیم و دارایی رو زیر و رو کردیم! 

دلم واسه مری یه ذره شده بود! البته این آدمی که من میشناسم امسالم همش تو مدرسه  ی خودمون پلاسه!خخخخخخخخخ عشقه!

از خاطراته دیشب نمیگم براتون! :| باور کنین اینا آبرو نمیذارن واسه ما! فقط بدونین طبق معمول اونقد خندیدیم که باز کله ملت به خنده هامون گیر دادن! خخخخخخخخخخ

حالا واستون عکسشم میذارم 

اینم از آخرین قراره تابستونیمون! برررررریم که شدیم پیش دانشگاهی! 

بچه ها دعا واسه 5 تامون یادتون نره! 

داریم وارده ساله جدید میشیم! منتظر بدگیرلز باشین خخخخخخخ 

 

 

خوووووووووووب اینم از عکسمون!

 

 

 

من عااااااااااااااااااااشقه مهلام تو این عکس خخخخخخخخخخخ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393| 4 PM |✘Mahd!yeh✘| |



امروز یکی از بهترین و به یاد ماندنی ترین شبای عمرم بود مطمئنم اگه الزالیمرم بگیرم این روز فراموش نمیکنم

 

خب اول از اینجا که5 نفرمون(من و صبا و زینب و مهدیه ویگانه)دور اقای خلیلی نشستیم مث همیشه داریم مثلثات تست میزنیم

اقای خلیلی عزیزمون دارن نکته تستی میگن از راه رد گزینه بعد دوست خوبم که اگه خواست خودش معرفی کنه بر گشته میگه این راه برا امتحانای مدرسه (تشریحی)هم خوبه...

 اقای خلیلی:|

خانم شریفی:|

خانم انسان:|

امام خمینی (امید ما به جوانان است):|

نابغه گروه:|

اصن یک وعضی با اقای خلیلی مردیم از بس خندیدیم

بعد گذشت بنده خدا اقای خلیلی با سابقه چن ساله تو مشهد وا تو نیشابور... یکی دیگر از دوستان برگشته میگه شما الان دبیر اموزش پرورشید؟

 اقای خلیلی گف نه کارگر سرگذرم.خخخخخخخخخ

این از این بعد ساعتای7.30 بیرون کانون تصمیم گرفتیم بریم جزوه امروز فوتو بگیریم

. اوکی من و مهدیه رفتیم فوتو...

صبا و یگانه و زینب هم رفتن جزوه عربی بخرن

رفتیم تو خ باکلاس من و مهدیه با پرستیژ بسیااااااااااااااااااار بالا

 


CoçTiçue
سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393| 9 PM |✘MaHla✘| |



خیلی وقته ساکتیم...

پست نمیذاریم...

سرمون شلوغه دیگه! مشغلمونم که همونایی هس که مهلا گف! درس و کلاس و استرسه کنکور!

ولی خوبیم! طبق معمول همیشه با همیم!

براتون بگم از کلاس آقای امامیان؟؟؟؟

یا خیابونه دارایی که دیگه حتی آسفالتاشم باهامون آشناس!

از پارک رفتنامون با مریم؟

یا سورپرایز بدگیلز تو فرهنگسرا واسه من؟؟؟

خلاصه...

با وجود همه ی سختیا...ما بازم کناره همیم!

ما جدا شدنی نیستیم!!!

 

هیچ وقت!!!!

 

در آخر...یه گالریه کوچیک میذارم فقط واسه تجدیده خاطرات!

ادامه مطلب...


CoçTiçue
دوشنبه بیستم مرداد 1393| 0 AM |✘Mahd!yeh✘| |



امروز که از خواب بلند شدم به حسه خاصی داشم حسی که با هیچ کلمه و شعری نمیتونم بیانش کنم

این پستم واسه تشکر از کساییه که کنارم هستن و باعث شادیم میشن

زندگیه من پر از معجزه و اتفاقای خوبه،پر از ادمایی که جونم به جونشون بستس

ادمایی که درست زمانی تو زندگیم اومدن که خیلی به وجودشون احتیاج داشتم

البته اینم باید بگم که بعضی وقتا این ادمایه دوس داشتنی رو ناراحتشون کردم 

ولی من اصولا اونایی که خیلی دوسشون دارمو ناراحت میکنم(مرض جانیه کاریش نمیشه کرد)

مرسی از کسایی که واسه همیشه خارج شدن از زندگیم ،با این کارشون بهترین هدبه دنیارو بمن دادن و ممنونم از کسی که بهم انگیزه خوب بودنو میده.

خب باادب بودن بسه مهدیه جون خواهش میکنم این قالبه مسخرتو وردار وگرن ب اون مکه ای که میخوام برم یه قالبی واست میذارم که خودتم روت نشه بیای وب

یکشنبه پنجم مرداد 1393| 9 PM |✘3aba✘| |



امروز ازمون داشتیم قرار بود والدین بیان دنبال ولی از اون جایی که من و مهلا اهل ورزشیم و کلن پیاده روی کیلومتری برامون چیزی نیست تصمیم گرفتیم در اوووووووووووووج گرما و مسیر طولانی که سایه هم پیدا نمیشد ماهم نه کلاه داشتیم نه عینک پیاده بریم.

عاقا رفتیم رفتیم رفتیم ...بعد نیم ساعت برگشتیم عقب دیدیم ;عه؟! احدی پشت سرمون نیست فقط2تا سگ گنده کنارمون بودن مهلا داشت سکته میزد از ترس.

بازم رفتیم رفتیم کنارمون بیابون و زمین کشاورزی بود عاقا دیدیم باد سهمگینی اومد گردباد درست شده بود تو چند متریمون!

دوستان فقط دویدیم دور شدیم...

همشم سراب بود جلومون فقط من و مهلا بودیم ماشینم لامصب رد نمیشد دلمون خوش باشه دونفر هستن ...خلوت!

میخاستیم تاکسی بگیریم نبود هرچی میرفتیم نمیرسیدیم پامون تاول زد!البته چون حرفم میزدیم سرعتمون کمتر شده بود ولی 1ساعت و نیم بعد رسیدیم خونهK

آخه اگه هدفتون ورزشه عصر برید جاده باغرود بدودید هم فال هم تماشا.خخخخخخ

چرا سرظهر، تشنه ،گردباد ،خلوت و...

اخرای مسیر دونفر پیدا کردیم گفتیم ازمون عکس بگیرن ماندگار شه امروز!

ولی بازم عاشق پایه بودن خودم ومهلام.عاشق دیوونه بازی.عالمی داره لامصب

 

 

جمعه بیست و هفتم تیر 1393| 12 PM |✘3aba✘| |



سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام بر همه دوستان جدیدم دوستان قدیمم اشناهای قدیم اشناهای جدید سوژه های قدیم و سوژه های جدید!

راستش خیلی دلم تنگ شده بود برا پست گذاشتن و اینکه مهدیم اصرار کرد گف مهلا هروقت پست میذاری رنکینگ میره بالا گفتم دلش نشکونم مدیر وب دیگه...خخخخخخخخخ

عاقا حالمون خوبه!همین

ولی خیلی کم باهمیم مث قبل همش بیرون نیستیم باهم ولی مسیجا و زنگامون بیشترم شده!فقط تو تایم کلاس فیزیک اقای امامیان باهمیم.باید اعتراف کنم خیلی خوشحال شدم خیلییییییی چون امسال نشد 1ساعت و نیم پهلوی بدگرلز بشینم و درس گوش کنم و بخندیم و کخ بریزیم شاید باور نکنید ولی خیلی وقتا دلم هوای دوم دبیرستان میکرد 5تامون باهم.. حرفامون...شلوغ بازیا... وقتی سرکلاس خودمون بودم بعد میپریدم تو کلاس ریاضیا بازم  دلم هوای همون دوم میکرد برا همین همین 3روز در هفته که بابدگرلزم خیلی برام ارزش داره...گور بابای فیزیک پیش من فقط میخام خوش باشم با دوستام برا همین اخر میشینیم 4تا مون کر کر خندست.خخخ

خب امسال اخرین تابستونه دانش اموزیمونه هممون چسبیدیم به درس بدون استثنا باز الان صبا و مری نیان بگن ما نمیخونیم که امارتون رو شده مری که اصن هیچکس خبری نداره ازش خودش تو خونه حبس کرده.

مثلا کنکوری هستیم ولی نقشه هامون همچنان سرجاش هست!فقط یک دفعه ن تنها خودمون تو تلمون افتادیم  بعدم در حد مرگ در پی درست کردنش شدیم همش برمیگشت به پیشنهاد بسیار خوب یکی از بدگرلز:|کلن بعضی وقتا خ پیشنهادای نابی داده میشه.خخخخخخخخ

درضمن ما یک کاراگاه گجت داریم به نام صبا گفتم در جریان باشد هیچ چیزی از دید این خانم پنهان نمیمونه یک موضوعی کشف کرد خ خوشم اومد لایک داری ابجی

اره خبری نیست چز درس و ازمون پیش هم نیستیم و لی باهمیم همیشه همه جا و در هر لحظه...

 

38958462934310274414.jpg

 

یکشنبه بیست و دوم تیر 1393| 10 AM |✘MaHla✘| |



بعضی رفیقا هستن ادم یه دفعه ای دلش هواشونو می کنه...

ادمای ساده اما دوست داشتنی...

کسایی که تو تلخی و خوشی باهاتن و تنهات نمی ذارن...

یگی جونم کسی که با Bad Girlz خیلی خاطره رقم زد...!

یه نفر که خیلی دوسش دارم..!

 

kejpl9ug73a8up04pz.jpg

 

پنجشنبه دوازدهم تیر 1393| 12 PM |✘MarYam✘| |



واااااااااااای رفیقای خلوچلم دلم واسه همتون یه ذرررررررره شده بود

این چن وقت دستم ب وب نمیومد اصلا ولی خب اومدم بعد ۲هفته یه سر بزنم دیدم همه دارن از دوریه من جون میدن گفتم یه پست بذارم بالاخره

خلاصش اینکه میخواستم بگم قرار ما هفته دیگه همایش بزرگ هرکی دوس داره پاشه بیاد  

.

.

.

.

.


CoçTiçue
پنجشنبه پنجم تیر 1393| 11 PM |✘3aba✘| |



Photo

دوشنبه بیست و ششم خرداد 1393| 8 PM |✘MarYam✘| |



تبریک میگم Bad Girlz خودم

امروز نمره امتحان نهایی اومد

باورم نمیشد!خوشحالم که هممون با سربلندی این خان اول رو پشت سر گذاشتیم

در این جا از همه معلم های عزیزم تشکر می کنم

بچه ها 25درصد کنکورو گرفتیم ! سه چهارمش مونده ! همش!

از همه بیشتر هندسه چسبید که 20 شدیم

آقا شنیده بودیم یک بنده خدایی(ترجیحاmale) بعد امتحان جبر گریسته!

خوبه این همه خر میزنن خراب می کنن ما که فقط دوسه روز قبل امتحان خوندیم خیلی هم خوب دادیم

حالا دیگه کی جرات داره بگه پسرا زرنگ ترن؟!!!

کنکورم میترکونیم...!مهلا جون خودم که خانوم دکترمونه!خانم مهندسم که زیاد داریم!

منم دیدم مهندسا زیاد شدن تصمیم گرفتم وارد یه فیلد دیگه بشم!

به مامانم میگم ریاضی دوس ندارم میگه تو که خیلی پررویی تل خودته ریاضی!

فقط دیدگاه خانواده رو نسبت به من حال کنین!

لایک دارین بچه ها

 

شنبه بیست و چهارم خرداد 1393| 6 PM |✘MarYam✘| |



سلام رفیقای گلمنگولی

عاقا امشب داشتم با همین مدیر گرامی مهدیه جون مث این تن لشامیومدم سمت خونه

تو فکر بودم  نتم ک راه افتاده بیام یه پست عاشقانه دپرسی بذارم

یه دفه خانوووووووم گفتن ازین ب بعد هرکی پستای عاشقانه و احمقانه بذاره پست حذف میشه

خلاصش اینکه بعضییییییا دعوام کردن الانم حوصله حرف زدنو تایپ کردن ندارم

 فقط میخوام نیمه شعبان،تعطیلات تابستون و افتتاحیه برزیلو تبریک بگم

 و اینکه جای شهرداری غذا نذری میدن!!!!!!  هر کی میخواد بره بخوره

 من خواستم بگیرم مهدیه نذاش(راسی کسی خبر نداره بخوای افتتاحیرو بدون سانسور نگا کنی کدوم شبکرو باید بزنی؟؟؟بجز z 1)

البته ما ازون خونواده هاش نیستیمااگه بخوایم خودمون بلدیم بریم یوتیوب

 

پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393| 10 PM |✘3aba✘| |



سلام دوستای گلم!

بعد از یک ماه طولانی که خیلی حرص درار بود اومدم یه نفسی بکشم ...یه دفعه یاد کنکور و این تابستونی ک باید ب خر زدن بگذره افتادم..خلاصه هر چی تنفس  بود مرگم شد!

حوصله ندارم ادبی بنویسم هی با شمایم!!!Bad Girlz

امسال خیلی خوش گدشت،دیوونه ها دوستون دارم!

خصوصا می دونستم که دیگه این خاطرات قشنگ خیلی برام شاید تکرار نشن!

ولی خب من نمیذارم شما ارامش داشته باشین بدون من!

به قران جایی برین ،بخندین، شب نشینی، کافی شاپ...اگه من نباشم مدیونین یادم نکنین!

هیچ وقت دعواهام با صبا یادم نمیره!

میگن ادم هر کیو بیشتر دوس داشته باشه بیشتر باش کل میندازه و بعدشم انگار هیچی نشده

خب من و صبا از اوناشیم! نابغه من خاک تو سرررت!ینی خاک تو سرت!

زینب دفاع!با توام ببیی! موهای خوشگلت تو حلقشون بره خفه شن بعدم یورتمه برن!

یادم نمیره چقد لجت در اومده بود وقتی صبا و مهدیه  سوتی داده بودن در اون مورد محسوس!

مهلا خرخون!میدونم الان داری فیزیک میخونی خدا خیر ابدی بت بده!

نمدونی چقد دعات کردم سر امتحان فیزیک

وقتی از من لجت میگیره خیلی با نمک میشی گوگولی!

و در پایان مهدیه....

چی بگم از این دختر واقعا چی میشه گفت...

منتظر چی هستین اینم یک خل و چلی مثل خودمونه دیگه!

یادته اون شب که باهم پیاده اومدیم نزدیک بود بریم جاده باغرود خیلی فاز داد!

آقا من سال دیگه بدون شما جیگر میگرا چیکار کنم؟

فک کردین...! من یکسره پیش شما پلاسم...از امسالم بیشتر منو می بینین!

خدارو شکر امروزم یه خیر گذش وگرنه سرمو به دیوار می زدم!

در ضمن بدونین چه کافی شاپی برین!حداقل صاحبش نره تو فاز حال گیری!

و در پایان...

I can close my eyes to realities but not to memories

yours truly

maryam !

 

 

چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393| 12 PM |✘MarYam✘| |



 وقتی با ۴تا دیوونه رفیق باشی خاطره های تلخو شیرینه زیادی واست رقم میخوره ،تنها دلیل این خاطره هام دیوونیگیمونه

بیرون رفتنامون،دعواهای گروهیمون و خیلی کارای دیگمون ک واسه خودمون بهترین لحظه های زندگیمون محسوب میشه

یکی ازین خاطره های خیلی جالب و لج اور(به قول زیزی)توهم تومور مهلای شیرین عقل بود

منی که تو این دوسال با بچه ها بودن حتی یبارم بچه ها گریمو  ندیده بودن دیشب ساعت ۳،۳۰ نصفه شب بابت شوخیه مهلاو مهدیه پشت تلفن زار میزدم

مهلای عزیز ک میخواس با این کار رفاقته منو بسنجه بدجور رول بازی کرد ک صبا دیگه بدی خوبی دیدی حلال کن وقتیم ک پیله شدم گف از مهدیه بپرس

عاقا منم ک کنجکاو نصفه شبی زنگ زدم ب مهدیه اونم با یه غمی تو صداش گف مهلا تومور داره اصلنم  روحیش خوب نیس

منم ک حساس  داشتم پس میفتادم و ب مرگ سفید منجر میشدم ک یدفه زد زیر خنده و گف  شوخی بود

حالا شما قیافه منو تو اون لحظه بیخیال شین به این فک کنین ک مهلا لااقل عمه داره ولی مهدیه چی!!!!!

بعدشم ک بهشون فحش میدم رفیق دوس داشتنیم میگه صبا باور کن شوخی خرکی نبوده این اتفاق ممکنه واقعا یروز پیش بیاد

اخه لامصبا ساعت ۳ نصفه شب وقته شوخیه؟؟؟؟؟؟

حالا خدایی اگه رفتارم در برابر این خبر عادی بود باید از گروپ میرفتم بیرون؟؟؟؟

ولی در اخر ما ک جون سالم ازین نقشه شوم بدر بردیم،اما خب نوبت منم میرسه

 

 

یکشنبه هجدهم خرداد 1393| 4 PM |✘3aba✘| |